۱۴۰۰-۰۱-۱۴

بهنام چنگائی: نه، به جانیان حکومت دینی کافی نیست

 

تا به کی پای منبر دروغ رفتن و باورداشتن به نیرنگ آخوندها و بارهای بار گول خوردن از آنان و باز، ساده دلانه تر از همیشه تن دادن به وعده های پوچین خدائی؛ آنهم فریب پذیری از دم و دستگاه ملایانی که آنها بهشت موهوم شان را خود در همین ایران سوخته ی ما به قیمت گرسنگی و بیکاری و مرگ میلیون ها باورمند اسلامی برپاساخته اند!؟ و یا تا به کی با فریب دمکراسی بورژوائی از یک مشت طیف راست و میانی سرسپرده به سیاست لابیگری و ساختار هار غربی و میلیتاریستی سرمایه سالاری گروهی و وابسته به چپاولگران داخلی و جهانی؟ تا به کی می بایست با هرگونه خرد ستیزی انسانمدار توسط" دین و سرمایه" کنارآمد و سیاست و اقتصاد اجتماعی را که پتک چندسویه ای از دین و سرمایه بر تارک اش پیوسته کوبیده می شود تاب آورد؟ سرآخر روزی می بایست از خود پرسید! تا به کی در دام و دست های خونین دینداران انگل و سرمایه سالاران مفتخور گرفتاربود و دردآوردتر نوبت مرگ خود و فرزندان مان را انتظارکشید؟

 

مگرنه که: تباهی، بدبختی، بدفرجامی، گرسنگی، خواری و بی فردائی در ایران اسلامی بسان گستره ی کلان در پهنه جهان سرمایه سالاری موج می زند و همه ی ناگوارائی ها، نارسائی ها، ناهنجاری ها و جنگ های ویرانگر هستی ما و همدردان جهانی مان همگی ریشه در ساختار بهره کشی سرمایه سالاران دارد که دینمداران نیز در این بهره کشی ها سهیم غارتگران بوده و می باشند؟ امروزه بر هیچکسی پوشیده نمانده که مذهبی های حاکم و واپسگرا بیش از همه دشمن ایران و زندگی شاد مایند، و منشأ ترس ها از غضب الهی و مرگ های فراوان از نادانائی ها بوده و آنان هود، پشتگرمی خودناباوری و بندگی توده ها بوده و هستند؛ و از همان آغاز پیدائی خودکامگی شان با هزاران نیرنگ دینی و ترفندهای ولائی تلاش کردند خودباوری انسانی را بکشند؛ سبزه ی سرود و شور و خنده را در جان و دل ما بخشکانند و بجایش هزارها نوحه سرا، مرثیه خوان و گریه و زاری بسازند و بکارند و می بینیم که چگونه بی رحمانه کاشته اند. چرا؟ چون شادمانی و پایکوبی و سرور، زندگی را شکوفا و هستی اجتماعی را باهم و برای هم و در راستای اراده و اداره ی اجتماعی طبقاتی و بسود همدیگر بارور می سازد؛ و این حق ساده زندگی ما برای دین فروشان بسان زهر کشنده مرگبار بوده و هست! فراموش نکنیم که در یکایک دم و دستگاه پلشت ملائی ـ مکلائی نیرنگ ها و تبهکاری های سیستماتیک همگی در زیر عبا و خیمه آقا و ترفندهای دینی برنامه ریزی شده و می شوند. آیا در میان اینهمه کلاشان با و بی عمامه یک تن سالم و صادق می شناسید که تنبانش بوگندو نشده باشد؟ مگر سراسر کشور ما و ای بسا منطقه و جهان آلوده ی گندها و ننگ های تولید مستقل و مستقیم 42 ساله ی دکانداران دینی نبوده و نمی باشد!؟

 

همه ما کارگران، زحمتکشان و وابستگان به زندگی کارمزدی که شاید بشود گفت 99% درصدی ها می باشیم ، دیر یا زود می باید برای ساختن فردائی دیگر و پیش از همه انسانمدار و اجتماعی و برابر ناگزیریم آینده ی خود را از گزند بهره کشی سرمایه سالاری و سرزنش و سردمداری دینمداران دورداشته و مرزهای روشنی را با آنان ایجادکنیم. دیندار آزاد است باور خود را بستاید، ولی او همچون اینک 42 ساله حق ندارد ما و توده ها را نادان و بی خرد بداند که می بایست هدایت شوند و رزاه بهشت را بپویند. ما و ساده دلی مان در طول تاریخ بی گما، این جماعت واپسگرا و خودبزرگ بین را دنبه کلفت و زبان دراز کرده ایم؛ هچنانکه ارزش مفید و سود کار ارزنده ی ما، بهره اش نه برای زندگی بهتر ما که بجیب یک مشت ثروتمند بیکار و زالو و دیندار مفتخور سرازیرشده است.

 

درین 42 سال سیاه و خونین چه در دوران خمینی خائن و ضدبشر، و چه اینک خامنه ای خداوار و خرافه سر، زندگی ما نان آوران و سازندگان هستی، و همزمان توانائی های سرشار کشورمان یکدست بازیچه سیاست دشمنی افکنانه برای رهبری جهان اسلام آنها شده و نان و جان ما گوشت دم توپ این و آن آقای خفته در گور چندین میلیاردی پیگیر تباه شده است. زیادگوئی بی جاست؛ زیرا: همین را بس که باید گفت دیگر برای لیتری روغن و کیلوئی نان و مرغ ما می بایست ساعت های دراز در صف بندگی بایستیم تا مگر جیره ای بگیرم! آیا این سرنوشت تلخ ما برای این دستگاه ننگ آلود نمی بایست به منزله پایان بردباری ها از آنان و خیزش سرنوشت سازمان باشد؟ از همینرو " نه"ی ما به رای دادن کافی نیست؛ آنهم نه ای که عمری بدارازای 42 سال دارد که پیوسته، ساده دلی ما بارها با وعده های دروغ سران دولت ها و خود حضرت آقا، به فردای مجهولی پرتاب شده و تاکنون هرگز اندکی و یا گامی بسوی تقلیل در چهارچوب خودکامگی ها بسود کارگران و زحمتکشان و زنان و جوانان و... برداشته نشده است؛ تاکی دندان برجگر صبر و امید سائیدن! آنهم باورمند به رهبران و سران چنین دم و دستگاه پاید دولت دینی ایکه اغلب سرانش دیریست کاخ نشین شده اند!؟ نه دیگر فریبخوردن بس است "رای دادن بی رای" خداباوری کافی نیست باید انسانمداری را با خرد و توان اجتماعی مان بنا کنیم.

 

ما نباید بیش ازین بهره کشی انسان از انسان را برتابیم. باید آزادی عقیده و وجدان را از اسارت فاشیسم مذهبی و دیگر خودکامگان رنگین دینی برهانیم. باید پرچمدار دیدگاه های رنگین کمانی باشیم. تخم حقوق بشر و دانش فلسفی و سکولاریسم را در ساختار آتی بنشانیم. باید از هرگونه گزند از ساختارهای شیخی و شاهی و حکومت سرمایه سالاری لیبرال که جز بسود یک مشت غارتگر و بنیادگرای فریبکار نبوده و نیست بدورمانیم؛ راه و روش خودمدیریتی اجتماعی طبقاتی را از شکست های تاریخ فراگیریم و بهترین و مناسب ترین اش را دگرگون حال خود و جایگزین چنین ساختارهای انگل فردی، گروهی و فریبکار کنیم؛ و ازین شیوه های نو که منافع اجتماعی را بازتاب و تضمین می کند بیآموزیم و بیآموزانیم. باید با کشورهای همسایه بشیوه دوستی، همکاری و روش های مسالمتجویانه رفتارکرده و به دشمنی های کور و کودن مذهبی ـ ناسیونالیستی منطقه و جهانی پایان دهیم؛ و برای چنین هدف های فرداسازی پیش از همه باید این رژیم همه سر حریف و خون آشام را بدون هرگونه مداخله خارجی و یکراست بیاری همبستگی اجتماعی ـ طبقاتی خود و در خیابان ها سرنگون کنیم. و ناگزیر همین امروز در برابر وابستگان راست داخلی و خارجی لیبرال مذهبی ها، ملی مذهبی ها، لیبرال دمکرات ها، ناسیونالیست های تنگ چشم و نگرش های راسیستی و پانیستی و برتریجویانه خودشیفته و سرسپردگان جهانخواران امپریالیستی بایستیم و از آنان بپرسیم که با نه ی به رای گیری خود، آنها چه ره آوردی برای کارگران و زحمتکشان دارند که پشتیبانی شوند و باید شفاف چگونگی حکومت آتی را بیش از همه باید روشن برای توده ها بشناسانند. هیچکدام از طیف برشمرده بالا باور به برابری نداشته و ندارند و باید برابر دسیسه ها و ترفندهای این اقوام بهره کشی ها ایستاد و خواهیم ایستاد. جریان هائی که بیشترین شان سرسپرده امپریالیسم آمریکا و غرب بوده و هستند و می باید علیه شان روشنگری کرد و اهداف جهانخوارانه شان را افشاکرد.

 

در همین راستا و در چند روزی که ملایان هزارخط با چین توافقنامه 25 ساله همکاری امضا کردند، ما می بینیم این گروه راست رنگین و وابسته به دم و دستگاه امپریالیسم آمریکا بی هیچگونه شناختی از چند و چون این معاهده سر بر اعتراض برکشیده و به چین ستیزی بی پایه و مردمفریبانه روی آورده اند. آیا آنان بهترنیست اندکی تاریخ نو بیآموزند و چگونگی پیدائی کشور آمریکا را بررسی کنند و اندکی از تاریخ 246 ساله خونین این ژاندارم جهانی را بخوانند تا اندکی به جنایت ها، تبهکاری ها، نسل کشی ها و بازتاب های هولناک سیاسی، اقتصادی و نظامی این گردنکش کنونی در گذشته پی ببرند؟! یا دستکم بدانند که همین جهانخوار آمریکا و انگلیس تبهکار با کودتای 28 مرداد و پیامدهای آن چه بر سر انقلاب مشروطه ما و آینده ی مصدق آوردند؛ جنایتی که رسما پشتگرمی دولت دینی امروز را در همانروزها هموار و مهیاکرد و ما را گرفتار شاه و شیخ ضدبشری ساخت. جای تردید ندارد که ما هیچ سازشی با این زورگوی جهان نداریم! این درست در شرایطی ست که چین برای اهداف اجتماعی طبقاتی خود ناگزیر به پذیرش رقابت در بازار گلوبال است. بودن در ساختار بهره کشی ایکه خود ما کمونیست ها منتقد سرسخت آنیم؛ اگرجه می باید از خویش پرسید! جهان سرمایه سالاری لیبرال و سرکرده ی قلدر و گردنکش آن آمریکا کدامین راه مسالمتجویانه ای را برای ما کمونیست ها و کشورهای مدافع سوسیالیسم چه در گذشته و یا اینک پذیرفته است که بلوک چپ پیشین و چین کمونیست امروز بدان تن درنداده باشیم؟ پاسخ: هیچ راهی، جز تهدید ملیتاریستی، اگر او توانسته و امروز بتواند! آیا چنین نبوده است؟ پس درین رقابت چین ناگزیر بوده و هست در گستره های بی شماری با آمریکای تبهکار رقابت صنعتی، علمی، آموزشی و بدتر از همه دست در بازار آزاد ببرد و آنرا بپذیرد، و پذیرفته و در آن تسلط تدریجی و پیروزمندانه بیابد و یافته است.

 

چین، این نظام کمونیستی بر خلاف امپریالیسم آمریکا که در سطح جهان بیش از 1500 پایگاه مدرن نظامی دارد، حتی یک سرباز بیرون از مرزهای کشورش نداشته و ندارد؛ و در همین دوران پیدائی نظام منفور و مرگبار شیعی، کشور چین درین 40 سال اعجاز آفریده است. فقر، بیکاری، فساد در مقیاس کلان یک میلیارد و جهارصد میلیون جمعیت برچیده شده و توانسته بیش از چهارصد و پنجاه میلیون متخصص فنی ـ علمی پرورش دهد و بنا به برنامه ریزی 5 سال آتی می خواهد در همه پهنه ها به خودکفائی کامل دست یابد. در برابر این شگفتی آیا همین وابستگان آمریکائی نمی دانند که در آمریکا 140 میلیون تنگدست و کم درآمد وجوددارد که آنها نیازمند پوشش دولتی می باشند؟ آیا این جماعت راست و مرید آمریکا نمی دانند که 40 میلیون آمریکائی پوشش درمانی ندارند؟ آنهم در کشوری که درآمد سالانه اش بیش از 24 بیلیون دلار می باشد!

 

ملایان نابکار خوب می دانند که چین، آمریکای تبهکار نیست و دارند از فرصت قطب بندی های سیاسی اقتصادی جهانی بسود خویش بهره می برند، همانگونه که چین نیز بی بهره از این و یا آن قرارداد دیگر نبوده و نخواهدبود. اما پرسیدنی ست که آیا چین استقلال ایران را دچار مخاطره خواهدکرد و بسان آمریکا مستعمره پرور خواهدشد؟ هرگز! اینک و در آینده نچندان دور می باید قطب قدرت جهانی از تملک آمریکا و ناتوی جنایتکارش به بیرون کشیده شود و نوع انسان کار و تلاش بتواند به صلح و همزیستی مسالمت آمیز دست یابد، نیازی گریزناپذیری که پس از شکست بلوک کمونیست، دیریست دوباره و روز بروز برای جهانیان نوعدوست ارجحیت پیدایش اش برجسته ترشده و می باید هرچه زودتر در تعدیل قطب قدرت جهانی و انسانمدار چپ، نهال اش را کاشت و بدان تناوری اش دامن زد و آبیاری جهانی اش کرد. همین قطب بندی شامل خود آمریکا و یاران جهانی او هم می شود که دچار بحران های سیاسی ـ اقتصادی بسیاریند و در تراژدی چندش آور "ترامپ ـ بایدن" دیدیم که شهروندان این کشور با چه شتابی بسوی ضرورت ایجاد دگرگوئی های سیاسی ـ اقتصادی متمایل بودند و شدند و ما در آینده شاهد گسترش دامنه ها این ضرورت تاریخی خواهیم بود.

 

نگاهی به تحریم‌های اقتصادی آمریکا به کارگران و توده های رنجور ما نشان می دهد که چرا ولایت مکار مصمم به دوری از دولت آمریکا شده و با همین فرصت می خواهد منافع دین و دولت اش را به ظاهر با چین گره بزند و چین نیز می داند که ایران تاکتیک زده و می خواهد فعلا از معرکه رای گیری بگذرد تا چهارسال دیگر زمان بخرد؛ و در همان فاصله با سرور خود بایدن پیوند تازه ای بیابد و سود دوسویه را باهم تضمین کند. ما گول ملا جماعت را دیگر نمی خوریم و بخوبی می دانیم که اگر آمریکا نتواند دین و سرمایه با منافع مشترک همساز نکند خیلی زودتر از تصور درهم خواهدریخت. دین و سرمایه هرگز بهم خیانت نکرده و نخواهندکرد. ماهم هوشیاریم و همگی را با روشنگری هامان افشاکرده و خواهیم کرد.

بهنام چنگائی 13، 1، 1400

 


یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر