۱۴۰۰-۰۴-۰۴

سیروان عنایتی: چرا بعضی ها با مغز خر می نویسند؟ - طنز

 

  ( سبک نوشته : طنز )

آیا تا کنون به این موضوع اندیشیده اید که چرا عقاب با جایگاهی که در ادبیات جهان دارد و اینکه روی پاسپورت امریکا نشان عقاب را می بینیم ، اما  این پرنده هرگز و هرگز در طول تاریخ به اندازه خر  خبرساز نبوده است؟

خر آنقدر در میان مردمان ممالک جهان از  جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است که نویسندگان و شاعران کشورهای مختلف در نوشته هایشان برای بیان ایده های خود خر را به عنوان  یکی از کاراکترهای مهم خود به کار گرفته اند.

سعدی شیرازی می نویسد: 

خر باربر کم آزار                      به ز دانشمند مردم آزار 

البته سعدی در این بیت کاربرد مثبت خر را برای دانشمندان برجسته می کند ( در واقع مدرک داران مردم آزار  که پس از پایان تحصیلات عالیه به اختلاس و غارت مردم می پردازند ).

البته خر همیشه کارکرد مثبت ندارد ، در بسیاری از موارد کارکرد آن مخرب و منفی است .  در رابطه با کارکرد منفی خر ، سعدی 

در بیت دیگری می نویسد :

خر عیسی را به مکه ببر ، چو باز آید هنوز خر باشد. 

افزون بر شاعران ، نویسندگان هم در اهمیت خر قلم فرسایی کرده اند. نمونه برجسته و ملموس و جهانی آن ،  نقش مهم خر در داستان پینوکیو آدمک چوبی ، نوشته کارلو کولودی نویسنده ی توانای ایتالیایی است.   کولودی در شاهکار پینوکیو ،  خر را نماد نادانی یک ملت می داند و به مردم زمانه ی خود هشدار می دهد که هم باید از خر بودن دوری گزید و هم از همنشینی با 

خرها .  

پرویز صیاد ، نویسنده و هنرمند توانای ایرانی هم در  اثر  ماندگار خود ( صمد آقا ) خر را به عنوان یکی از عناصر مهم این داستان به شمار آورده است و نگاهی مثبت به کاراکتر خر دارد. تقریبا در بیشتر  فیلمهای صمد ، خر نقش پر رنگی را در ارتباط با مخاطب خود ایفا می کند. در فیلم صمد در راه اژدها ،  وقتی صمد به شهر می آید و‌از روستا دور می شود ، یک روز  اتفاقی صدای عر عر یک خر را در یکی از خیابانهای تهران می شنود.  صمد به هیجان می آید و از خوشحالی  در پوست خود نمی گنجد.

 او فریاد می زند : 

به به ! به به ! 

چه آواز دلنشینی !

  مدتها بود آواز خر نشنیده بودم!!!

بدون‌ تردید ، خر در سده ی ۲۱  و رشد دیوانه وار تکنولوژی  معنای بسیار گسترده تری پیدا کرده است .  اما برای ما ایرانیان طی ۴۳ سال گذشته  عنصر خر آنقدر با زندگی روزانه ی ما عجین شده است که واژه های ترکیب شده با خر را مدام با خود تکرار و به گونه ای  با آنها زندگی می کنیم !

واژه هایی که هر کدام بیانگر  پدیده ی جدیدی در جامعه هستند وبه گونه ای بحرانهای روزانه ما را می تواند برایمان تداعی  کند. 

مانند  پدیده های :

خر+پول= خرپول ( کسی که  در پول غرق شده است ،. حتی اگر به واسطه  اختلاس‌های پدرش ، مانند پدیده ی ساشا سبحانی ، فرزند سفیر اسبق ایران در ونوزوئلا ) 

خر+کار= خرکار  (  کسی که بی وقفه کار می کند حتی اگر نتیجه ی کارش فقط بخور و نمیر باشد)  

خر+پارتی= خرپارتی( کسی که با مدرک کلاس ششم ابتدایی رییس جمهور ایران در ۱۴۰۰ می شود ) 

خر+خون= خرخون یا خر خوان ( کسی که امروز مانند خر  می خواند تا در آینده  پشت میز نشین یک اداره شوند بدون آنکه کار مفیدی انجام داده باشد ).

به عنوان مثال کسانی که قربانی مافیای کنکور شده اند ‌‌در هر شبانه روز ۱۶ ساعت خرخوانی  کرده اند  ، واژه ی  خرخون ( خر خوان) را بهتر از من و شما درک می کند.

مطلب اینجانب هم به طیف ویژه ای از خرخوانها مرتبط است که تا کنون کسی به آنها نپرداخته است. 

یک موضوع بکر و داغ است که کسی روی آن زوم نکرده است.

کسانی که زمانی مانند خر کتاب خوانده اند و مانند خر قلم به دست گرفته اند مانند خر هم فکر و احساس می کنند و در نهایت هم مانند خر  می نویسند!!!

پدیده ی نادری که در  ایران در حال رخ دادن است و متاسفانه از چشم رسانه ها دور بوده است.

خرها به قلم و کاغذ مسلح شده اند و برای ما می نویسند! 

آنها با مغز خر می نویسند و نوشته های مخربشان در تصمیم گیری های اساسی مملکت ما تاثیرگذار مستقیم دارد !

چند روز  پیش یکی از آنها از صندوق انتخابات بیرون آمد و قرار است چهار سال برای ما با مغز خر بنویسد و خرکی هم  برایمان تحلیل کند.

نویسنده ی کتاب توضیح المسایل را به یاد 

دارید؟ 

آقای رییسی ( رییس جمهور انتصابی ) هم محصول کتابهای اوست. 

فکر کنید که مغز رئیسی در دوران جوانی با کتاب توضیح المسایل خمینی شست و شو داده شده است.  واژه های مسموم خمینی در وجود او نهادینه شده است.

جملات خمینی تمام سلولهای مغز رییسی را فاسد کرده است و او اکنون در پست ریاست جمهوری ماست.

زمانی که از وی  پیرامون جنایت‌های دهه ی شصت می پرسند ، او مانند خر تحلیل می کند و می گوید : 

افتخار بزرگی برای من و دوستانم ( خلخالی ، لاجوردی و ...)  بوده که با این اعدامها امنیت را برای ایران به ارمغان آوردیم .

خرهای قدیم با ثمهایشان جفتک می زنند. 

اما اینها ورژن جدیدی از خر هستند که به قلم و کاغذ مسلح شده اند و با کتاب و قلم آشنایی پیدا کرده اند! 

آنها نه با ثمهایشان ، بلکه با قلم و کتاب لگد می زنند!!!

آنها در طول زمان جهش پیدا کرده اند و ساختار DNA آنها درستکاری شده است ، ماهواره می بینند و اخبار روز منطقه و جهان را بررسی می کنند تا بر اساس آخرین اتفاقات روز در کشورهای خاورمیانه جفتک بزنند. 

در یمن و بحرین و افغانستان می چرند!

در نوار غزه عر عر می کنند !

گاهی در لبنان یورتمه می روند گاهی در سوریه و عراق جفتک پرانی می کنند. 

آنها محصولات فکری خود را به خارج از کشور هم صادر می کنند. 

کتاب رفیق آیت الله ، نوشته ی امیر عباس فرخ آور یکی از آخرین محصولاتشان بود.

کتاب توضیح المسایل خمینی را هم به زبانهای فرانسوی ، ایتالیایی ، آلمانی ، عربی ، روسی و .... ترجمه کرده اند.

این پیام خوبی نیست !

نباید محصولات فکری خرها به زبانهای دیگر ترجمه شوند.   این به سلامت روانی جامعه ی اروپا هم لطمه نی زند.

آنها باید هشیار باشند که  خرها هر محصولی تولید کنند حتی کتاب ،  تنها ویرانی و تباهی به بار می آورد .

در ضمن این خطر وجود دارد که فردا ‎رئیسی هم وسوسه شود که مانند خمینی کتاب بنویسد  !

این یک هشدار جدی است!  

او تا کلاس ششم خوانده ( و به سبک خر هم خوانده است ) و اینک می خواهد  چهار سال پیاپی برایمان نسخه بپیچد!  

مشکل این است که اینها با یکدیگر گروهی جلسه تشکیل می دهند ، گروهی مطالعه می کنند ، گروهی تریبون به دست می گیرند، گروهی دست به قلم می برند و گروهی هم نویسند !  

یک سفر تا حوزه ی علمیه ی قم بروید. 

تاچشم کار می کند خر می بینید.

خرهایی که قلم و کاغذ در دست گرفته اند و می نویسند!

کتابخانه هم دارند و مدام هم مشغول  تولید فکر هستند!

این طیف از قلم به دستان یک تیم متشکل از نخبه هایی از جنس خر هستند که در همه جا نفوذ کرده اند و مدام برای ما می نویسند.  

شوربختانه اتاق فکر هم دارند.

امروزه آنان نه تنها به قلم و کاغذ و کتاب مسلح هستند ، دارای وب سایت شخصی هم شده اند تا جاییکه محصولات فکری خود را تا رادیوها ، تلویزیونها، سینماها و مراکز فکری و فرهنگی کشور برده اند.  

فاجعه این است زمانی که آنها قلم به دست می گیرند و می نویسند ،  افکار خود را به ذهن من و شما و فرزندانمان تحمیل می کنند و‌ جگرگوشه ها و عزیزانمان در تیررس قلمها ، کتابها و محصولات سمی فکریشان هستند و تصمیمات مهم زندگی و مملکت ما به قلمهای آنان وابسته است. 

تا این خرهای قلم به دست دستوری را با قلمهایشان امضا نکنند هیچ پروژه ای در دستور کار قرار نمی گیرد.

 آنها  به آموزش و پرورش کشور هم راه یافته اند. 

کافیست سری به  به آموزش و پرورش تمام شهرهای میهنمان بزنید. 

تا چشم کار می کند در آنجا هم خر می بینید. 

‎خرهایی از جنس دکتر آیت الله جنتی ، دکتر احمدی نژاد ، دکتر روحانی و دکتر رئیسی با کت و شلوار و کراوات شیک و کفشهای چرمی واکس زده که با شش کلاس سواد کرسی ریاست بخش‌های متعدد آموزش و پرورش را در اختیار دارند .

همگی بدون استثنا دکترا دارند .

همه هم قلم و کاغذ در دست دارند ، کتاب می خوانند و حتی برای آموزش و پرورش کتاب می نویسند.  

آنها به نسل جوان جامعه فکر هم می دهند. 

نمی دانیم فاجعه در این مملکت چه زمانی رخ داد که آنها گله های خود را گم کردند و اشتباهی به جای رفتن به طویله به سوی آموزش و پرورش ، کتابخانه ها و دانشگاهها رم کردند و سکان تئاتر و سینمای مملکت ما را هم در دست گرفتند.

 نویسندگان و هنرمندان با شرافت و راستین را با جفتک به حاشیه  راندند تا خودشان به مرکز میدان بیایند و جولان بدهند .

اکنون خرها در مرکز میدان در تک تک عرصه ها حضور پر رنگ و جدی دارند. 

از مجلس گرفته تا پارلمان و بیت رهبری و کرسی ریاست جمهوری خرهایی را می بینیم که قلم و کاغذ در دست دارند و برای ما می نویسند.

قلم به دستان آزاد اندیش ، تریبون از دستشان گرفته شده و به خرها تریبون‌داده اند تا برای ما عرعر کنند! 

آنها در هر زمینه ای عر عر می کنند!

از اقتصاد سیاسی گرفته تا جامعه شناسی و فلسفه !!!

یادتان است سال ۱۳۵۷ که تریبون از دکتر شاهپور بختیار گرفته شد و به دست نویسنده  کتاب توضیح المسایل ( خمینی ) داده شد چه عرعری کرد ؟ 

گفت اقتصاد مال خر است ! 

شک نکنید که رییسی هم از جنس خمینی است .

 رییسی هم خیال می کند آزادی مال خر است!

فضای مملکت ما به شدت خر تو الاغ شده است. 

خرهایی فرصت سخن گفتن پیدا کرده اند که دوغ را از کوکاکولا تمیز نمی دهند.

آنها در پست وزارت خارجه و امور بین الملل قرار دارند اما پشمک زعفرانی را از چلوکباب سلطانی تشخیص نمی دهند.

خرها  پس از کلاس ششم ، یک شبه دکترا می گیرند و رییس جمهور می شوند تا قلم به دست بگیرند و برایمان بنویسند. 

ای کاش در مملکت ما به جای خرها ، به  سگها، عقابها،گاوها یا روباهها قلم و تریبون داده شده بود. 

اگر سگها در مملکت ما قلم و تریبون داشتند شاید ما وفاداری و  عشق به همنوعان را می آموختیم و کم کم مانند سوئد می شدیم.

اگر عقابها قلم و تریبون داشتند ما پرواز را می آموختیم و به ژاپن می رسیدیم. 

اگر گاوها در مملکت ما  قلم فرسایی می کردند و برایمان از اهمیت شیردهی می نوشتند ، ما تولید کنندگی را  می آموختیم و مانند آلمان می شدیم.  

اگر روباهها  در کشورمان فرصتی می یافتند و به ما فکر می دادند و برایمان می نوشتند ، شاید به دور اندیشی انگلیسی ها می رسیدیم.  

هر حیوان دیگری به جای خر در این مملکت ویران شده ی ما تریبون پیدا می کرد و قلم به دست می گرفت بدون هیچ تردیدی میهن ما پس از ۴۳ سال وضعیت بهتری داشت.  

اما چه کنیم که خرها در سرزمین ما تمام پستهای مهم و حیاتی را در اختیار گرفته اند و بی وقفه می نویسند.

مغز من و شما لبریز شده از انبوهی از اطلاعات حجیم و به درد نخور اینگونه نویسندگان !

انگار یکریز و بی وقفه یونجه می خورند و می نویسند! 

از  بدی دیگر خرها این است که در گل گیر می کنند .

 اکنون واضح است چرا این مملکت به گل نشسته است. از این بدتر خرها زمانی که در گل گیر می کنند تمام بار خود را به زمین می کوبند. خرها هم اگر رییس جمهور شوند و بار مسئولیت یک کشور را به دوش بکشند به محض گیرکردن  در گل و لای تحریم‌های امریکا تمام کشور را به زمین می کوبند.

 ما تجربه ی دکتر احمدی نژاد و دکتر روحانی را داشتیم که چگونه مملکت را به گل نشاندند ما را به زمین کوبیدند.

آیا دکتر رئیسی قلم متفاوتی دارد یا سبک نوشتنش متفاوت از احمدی نژاد و روحانی است؟  مسلما نه ، چون سگ زرد برادر شغال است.

آیا می دانید اگر یکی از این خرهای قلم به دست مملکت ما را در پست ریاست جمهوری ژاپن بگذارید چه اتفاقی برای اقتصاد ژاپن می افتد؟ 

کافیست در ژاپن قلم به دست بگیرند و به سبک خودشان برای مردم آنجا هم مدتی بنویسند و در ژاپن هم فکر تولید کنند! 

شک نکنید که اقتصاد ایران ظرف مدت کوتاهی به  اقتصاد ژاپن تبدیل می شود !!!

اتفاقا ژاپنی ها ضرب المثلی دارند که می گوید : 

مهم نیست که قلم به دست می گیریم ، مهم این  است که چه می نویسیم.

به بیان دیگر اینکه خرها قلم به دست می گیرند زیاد مهم نیست. مهم این است که چه می نویسند! 

اشتباه ما از همان روز اول این بود که به خرها ، کتاب ، قلم و تریبون دادیم تا بنویسند.

بوی تعفن کتابهایشان و بوی عفونت حرف‌هایشان تمام تاریخ ایران را زهر آگین کرده است.

نگاهی به راز بقا بیندازید! 

در میان تمام جانداران بچه ها پشت سر  مادرانشان حرکت می کنند.  چون به صورت غریزی می دانند که چون تازه متولد شده اند و دانش و تجربه ی مادر  بیشتر است. باید مادر جلوتر از آنها حرکت کند.

جوجه اردک پس از مادر شنا می کند ، بچه فیل  به دنبال مادر  آهسته گام بر می دارد و ... . 

اما شاهکار طبیعت را بنگرید !

کره خر تنها حیوانی است که همیشه از مادر جلوتر حرکت می کند !!!

  از شانس بد ما مملکت ما پر شده از خرهای کهنسال ، میانسال ، بزرگسال و خردسال ( کره خر ) که فقط یونجه می خورند و برای ما می نویسند!

می نویسند و می نویسند و می نویسند !!!

خرها زمانی  هم که می نویسند به جای آنکه کتابها وافکارشان جامعه را به سوی آینده و به سمت جلو سوق دهند جامعه را به تاریکی و عقب سوق می دهند! 

کتابها و نوشته هایشان گاهی یک کشور را تا ۱۴۰۰ سال به عقب می راند. 

کاری که کتاب توضیح المسایل خمینی با تاریخ ما کرد.

آنها وقتی در مقام رهبری یک جامعه قرار می گیرند جامعه را به سوی طویله سوق می دهند.

پس هشیار باشیم !

مبادا ‎رئیسی وسوسه شود که قلم به دست بگیرد . مبادا فرصتی بیابد که برای ما بنویسد.‎

او هم به سان خمینی با مغز خر می نویسد!

به خرها قلم ندهیم چون تباهی به بار می آورند ! 

به ویژه اگر قرار باشد که چهار سال هم رییس جمهور باشد!

نویسنده ی مطلب : سیروان عنایتی - نویسنده و روزنامه نگار مقیم امریکا( سبک نوشته - طنز)

Ukrine998877@gmail.com


یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر