۱۴۰۰-۰۴-۲۷

مهستی شاهرخی: آب! آب! کارون تشنه است!

 

چشمه آب ندارد.

چراغ نور ندارد.

سفره نان ندارد.

خلیج ماهی ندارد.

گاوها تشنه اند.

جوجه ها تشنه اند.

کودکان تشنه اند.

مردم تشنه اند.

هوا گرم و آلوده و مسموم است.

مگر انسان برای بقا چه میخواهد؟

هوا، آب، نان!

*

خوزستان داغ و توفانی است

کارون در خود میخروشد.

کرخه دهانش بسته است

چون اسیری تشنه، جرعه ای آب میخواهد.

کرخه در درون میغُرد.

*

آب به رودخانه نمیریزد.

چاه خشکیده است.

زمین ترک خورده است.

گاندوها کودکان تشنه را میدرند.

درین شوره زار گیاهی نمیروید.

درین برهوت، هیچ سرابی نمیروید.

اما زاینده رود هنوز زنده است؛ آزاد و رها و همیشه جاری!

*

پاریس - شنبه بیست وششم تیرماه 1400- 2021/7/17

مهستی شاهرخی


یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر