۱۴۰۰-۰۵-۱۱

آوای بهار - شعری از زهره مهرجو

گوش کن

به صدای آرام درخت ها در بهار

هنگامیکه شاخه هاشان خم می شوند

و در آب روشن جویبار به تصویر خود می نگرند...

برگ های سبز و سرخ بر آنها

در وزش ملایم نسیم می لرزند

و عطر شکوفه ها را در فضا می پراکنند...

 

پرندگان کوچک جست و خیز کنان

در هوا صعود می کنند

و بر شاخه های نازک آنها جای می گیرند

تا برای طبیعت جوان به ترانه سرایی بپردازند...

در سایه خنک شان

حواصیل آرام

فکورانه نگاهش رادر خلاء دور رها می سازد...

 

در آن لحظه

گویی همه چیز

با نبض بلند طبیعت به طپش می افتد

و به حواس ما بیداری می بخشد...

 

 لحظه هوشیاری کامل زمین است،

زمانی برای تأمل کردن...

 کاوش فصل های گذشته از منظری وسیع تر

و تلاش برای رسیدن به افق های روشن.

 

لحظه درآغوش کشیدن هر آنچه که هست،

هر چه که عشق می ورزد

و تازه می شود...

 

در این لحظه

صدای گام های بلند طبیعت

در همه جا طنین می گیرد!  


یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر