۱۴۰۰-۰۸-۲۴

پاتریک وینتور: آخرالزمانی در همین نزدیکی - خاورمیانه چاره‌ای جز رویارویی با بحران اقلیمی ندارد

آسو

اخیراً توفند شاهین خسارت‌های فراوانی را در شمال عمان بر جا گذاشت ــ این نخستین توفند گرمسیری بود که تا این حد به طرف غربِ خلیج فارس پیشروی کرد. در تابستان امسال، گرمای 50 درجه‌ای در بصره در جنوب عراق مصرف برق را به شدت افزایش داد و این امر به قطع مکرر جریان برق انجامید؛ در این مدت، اهالی شهر برای خنک ماندن خانه را ترک می‌کردند و به رانندگی می‌پرداختند.

در سال 2016، دمای ۵۳/۶ درجه‌ا‌ی کویت رکورد گرم‌ترین روز را شکست، و در تابستان امسال هم میانگین چرخشیِ 10 روزه‌ی دما به همین اندازه کُشنده بود. اخیراً در جده، و سپس در مکه، سیل‌های ناگهانی به راه افتاد، در حالی که از دهه‌ی 1980 تا کنون دمای میانگین در سراسر عربستان سعودی 2 درصد، و دمای حداکثر ۲/۵ درصد افزایش یافته است. در قطر، که بیشترین سرانه‌ی انتشار گازهای کربنی در دنیا را به خود اختصاص داده و بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی گاز مایع است، حتی در فضاهای باز نیز از دستگاه‌های تهویه‌ی مطبوع استفاده می‌شود.

در تهران هر سال 4000 نفر بر اثر آلودگی هوا جانِ خود را از دست می‌دهند، و این در حالی است که اخیراً شهروندان خوزستانی با بستن راه‌ها و سوزاندن لاستیک‌ها به خشکسالی‌های ناشی از سوءمدیریت، تحریم‌های خارجی و گرمای کشنده اعتراض کردند. بنا به تخمین‌ها، در نتیجه‌ی بحران اقلیمی هزینه‌های سالانه‌ی امارات متحده‌ی عربی در حوزه‌ی سلامتی 6 میلیارد دلار افزایش یافته است. میزان نمک یا شوریِ آب خلیج فارس، که معلول فعالیت‌های فزاینده‌ی نیروگاه‌های آب شیرین‌کُن است، 20 درصد افزایش یافته و این امر به حیات آبزیان و تنوع زیستی خلیج فارس آسیب رسانده است.

نمای آکنده از مه‌دودِ تهران از بلندی‌های سعد آباد در شمال این شهر. عکس: عطا کناره/آژانس فرانس پرس/گتی ایمجز


و البته اوضاع بسیار بدتر خواهد شد، و دما، رطوبت و سطح آب‌ها افزایش خواهد یافت. سرعت گرم شدن خاورمیانه دو برابر دیگر نقاط دنیا است. اگر پیش‌بینی‌های نگران‌کننده‌تر درست از کار دربیاید، مکّه ممکن است دیگر قابل‌ سکونت نباشد، امری که حج را به زیارتی پُرمخاطره‌، و حتی فاجعه‌آمیز، تبدیل خواهد کرد. بخش‌های بزرگی از خاورمیانه به صحرای آفار در اتیوپی ــ ناحیه‌ی وسیعی در کنار دریای سرخ که هیچ سکونت‌گاه انسانیِ ثابتی در آن وجود ندارد ــ شباهت خواهد یافت. ممکن است تا پایان این قرن، شهرهای ساحلیِ پرزرق‌وبرق خلیج فارس به علت افزایش سطح آب، زیرِ آب بروند. هنوز نمی‌توان از «اینک آخرالزمان» سخن گفت اما می‌توان از «آخرالزمانی در آینده‌ی نزدیک» حرف زد.

زینة خلیل حج، بنیان‌گذار سازمان «صلح سبز در خاورمیانه»، می‌گوید که این منطقه با فشار مضاعفی مواجه است. «در نتیجه‌ی تغییر در تقاضا برای انرژی، منطقه‌ای که بقای اقتصادی‌اش اساساً متکی بر نفت و کربن و سوخت‌های فسیلی است، دیگر نمی‌تواند به این منابع اتکا کند. دیگر بازاری برای نفت وجود نخواهد داشت. اما به علت تغییرات اقلیمیِ خاورمیانه، این منطقه باید برای بقای خود در پی ایجاد تغییر دیگری هم باشد. آب‌وهوای طاقت‌فرسا دارد زندگی روزمره‌ی مردم را تغییر می‌دهد. هیچ راهی جز اتخاذ سیاست‌های سازگار با حفظ محیط زیست وجود ندارد.»

اشتهای سیری‌ناپذیرِ غرب به سوخت‌های فسیلی به این منطقه اجازه داده است که شهرهایی متکی به خودرو، و پُر از آسمان‌خراش‌ها و مراکز خرید پرزرق‌وبرق و دارای تهویه‌ی مطبوع بسازد. حالا این منطقه باید راهی برای پرهیز از خودویرانگری بیابد؛ به قول تامس فریدمن، این لحظه‌ی پرومته‌وارِ خاورمیانه است.

در واقع، دست‌کم از یک دهه‌ی قبل گفته‌اند که این منطقه باید از اتکا به نفت دست بردارد. درباره‌ی زمان دقیق به اوج رسیدن تقاضا برای نفت اختلاف‌نظر وجود دارد، و تعیین وقت به مفروضات گوناگونی درباره‌ی قوانین، فناوری و رفتار مصرف‌کنندگان بستگی دارد. اما بسیاری می‌گویند که تقاضا در حوالی سال 2040 به اوج خواهد رسید و پس از آن کاهش خواهد یافت.

ژوئیه‌ی 2021؛ کویت با گرمایی طاقت‌فرسا دست‌وپنجه نرم می‌کند و کبوترها در سایه‌ی درختان در ساحل کویت سیتی پناه گرفته‌اند. عکس: یاسر الزیات/آژانس فرانس پرس/گتی ایمجز


اما بر اساس گزارش «انجمن بین‌المللی انرژی» موسوم به «صفر خالص تا سال 2050»، تقاضا برای نفت از 88 میلیون بشکه در روز در سال 2020 به 72 میلیون بشکه در روز در سال 2030 و 24 میلیون بشکه در روز در سال 2050 خواهد رسید که معادل کاهشی 75 درصدی بین سال‌های 2020 و 2050 است. بنا به این گزارش، کشورهای خلیج فارس از هر سه مؤلفه‌ی لازم برای روی آوردن به انرژی‌های تجدیدپذیر بهره می‌برند: سرمایه، نور خورشید، و مساحتی پهناور از زمین‌های خالی.

تا همین اواخر، به نظر نمی‌رسید که کشورهای نفتی، از جمله ایران، ضرورت جایگزینیِ سریع سوخت‌های فسیلی را احساس کنند.

وقتی نظر شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان را درباره‌ی گزارش انجمن بین‌المللی انرژی، از جمله فراخوان آن به توقف سرمایه‌گذاری‌های نفتیِ جدید، جویا شدند او این گزارش را «خواب و خیال» خواند. در سال 2019، او در جلسه‌ای عمومی در «کنگره‌ی جهانیِ انرژی» در ابوظبی گفت: «اگر می‌خواستم نگران پیش‌بینی‌های انجمن بین‌المللی انرژی باشم، به احتمال زیاد باید هر روز قرص ضدافسردگی می‌خوردم.»

سعد الکعبی، وزیر انرژی قطر، گفت که توقف تولید نفت و گاز به تأمین انرژی صدمه خواهد زد، و به «شور و شعف درباره‌ی جایگزینی سوخت‌های فسیلی» خندید. بر اساس برآوردهای اوپک، تقاضا برای نفت تا سال 2045 به طور کلی افزایش خواهد یافت، و سهم نفت از تقاضای جهانی برای انرژی فقط از 30 به 28 درصد خواهد رسید. چنین کاهش ناچیزی را نمی‌توان انقلاب سبز خواند.

با توجه به بحران فعلیِ تأمین انرژی، افزایش شدید قیمت نفت و پیش‌بینی افزایش تقاضا برای نفت در سال جاری، دفاع از جایگزینی سریع سوخت‌های فسیلی دشوارتر از پارسال است.

کشورهای خلیج فارس همچنان به شدت به صادرات نفت و گاز ــ بیش از 70 درصد از کل صادرات کویت، قطر، عربستان سعودی و عمان ــ و درآمدهای نفتی ــ افزون بر 70 درصد از کل درآمدهای دولتی در کویت، قطر، عمان و بحرین ــ متکی هستند. ولیعهد عربستان سعودی، محمد بن سلمان، در چشم‌انداز 2030 ــ که در سال 2016 منتشر شد ــ وعده داد که این کشور را به یک قدرت صنعتی تبدیل کند. اما واقعیت بسیار متفاوت است. آمار بانک جهانی نشان می‌دهد که هنوز 75 درصد از بودجه‌ی عربستان سعودی از صادرات نفتی تأمین می‌شود.

آگهی عرضه‌ی اولیه‌ی عمومی سهام آرامکو در سال 2019 در ریاض که در تاریخ این کشور بی‌سابقه بود. عکس: فایض نورالدین/آژانس فرانس پرس/گتی ایمجز


شرکت عربستانیِ آرامکو که بزرگ‌ترین ردپای کربنی در دنیا را دارد، نه تنها با سرعتی مثل بریتیش پترولیوم یا شل سرگرم روی آوردن به انرژی‌های تجدیدپذیر نیست بلکه اخیراً از سرمایه‌گذاری برای افزایش ظرفیت تولید نفت خام خود از 12 به 13 میلیون بشکه در روز تا سال 2027 خبر داد.

به نظر حج، حل این مشکل مستلزم تغییر روان‌شناختی و کنار گذاشتن مصرف‌گرایی است. «خلیج فارس حتی در آستانه‌ی چنین تغییری قرار ندارد. اگر به سبک زندگی در قطر، امارات متحده‌ی عربی و عربستان سعودی نگاه کنید، می‌بینید که مبتنی بر مصرف بی‌پایان است. نگرانی‌ِ من ناشی از این است که هنوز نه به این کار تمایل داریم و نه به سیاست‌گذاری در این زمینه روی آورده‌ایم.»

اکنون از نظر سرانه‌ی انتشار گازهای کربنی، ایران در رتبه‌ی هفتم، امارات متحده‌ی عربی در رده‌ی دوم و عربستان سعودی در جایگاه سیزدهم قرار دارند.

البته رهبران کشورهای خلیج فارس در مجامعی نظیر اجلاس تغییرات اقلیمی در گلاسگو در پاسخ به انتقادات خواهند گفت که این منطقه در مجموع، نه اکنون و نه در گذشته، در میان بزرگ‌ترین منابع انتشار گازهای کربنی نبوده است. خلیج فارس تنها ۴/۷ درصد از کل گازهای کربنی منتشرشده در دنیا را تولید می‌کند، رقمی ناچیز در مقایسه با آلودگی ایجادشده توسط اروپا، آمریکا و چین. گازهای کربنی منتشرشده از نفت صادراتیِ کشورهای خاورمیانه نه در حساب تولیدکنندگان بلکه در حساب مصرف‌کنندگان ثبت می‌شود.

با وجود این، به نظر می‌رسد که رهبران این منطقه به تدریج دارند نه تنها به فشار غرب بلکه به فشار شهروندان خود پاسخ می‌دهند. آنها فهمیده‌اند که سرانجام باید از منبع اصلی درآمدهایشان ــ نفت ــ چشم‌پوشی کنند. فرانک ووتِرس، مدیر شبکه‌ی انرژی پاک اتحادیه‌ی اروپا-شورای همکاری خلیج فارس، می‌گوید که هرچند حتی یک سال قبل هم موعظه کردن درباره‌ی انرژی‌های تجدیدپذیر بی فایده بود («مثل این بود که به قصابی بروید و به قصاب بگویید که می‌خواهید گیاه‌خوار شوید») اما حالا نگرش‌ها در حال تغییر است.

امارات متحده‌ی عربی نخستین کشور این منطقه بود که معاهده‌ی پاریس را تصویب کرد و اکنون درآمدهای دولتی‌اش کمتر از دیگر کشورهای این منطقه متکی به نفت است. هفته‌ی گذشته این کشور اعلام کرد که قصد دارد تا سال 2050 میزان خالص انتشار گازهای کربنیِ خود را به صفر برساند؛ این کشور قرار است که برای دستیابی به این هدف 163 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کند و در عین حال مریم المهیری را به عنوان وزیر جدید محیط زیست و تغییرات اقلیمی منصوب کرده است. این خبر پس از 80 روز هم‌اندیشی در همه‌ی وزارت‌خانه‌ها اعلام شد، هم‌اندیشی‌ای که از ماه ژوئن آغاز شده بود. امارات متحده‌ی عربی اولین کشور نفتی است که وعده داده تا میزان خالص انتشار گازهای کربنی در مصرف داخلی را به صفر برساند.

این برنامه هنوز در مرحله‌ی ابتدایی قرار دارد و بخش‌هایی از آن مبهم و نامشخص است اما مسیر روشن است. این کشور وعده داده است که تا سال 2050، پنجاه درصد از برق خود را از انرژی‌های تجدیدپذیر و هسته‌ای تأمین کند. شرکت ملی نفت ابوظبی گفته است که 100 درصد از نیروی برق خود را از انرژی‌های خورشیدی و هسته‌ای تأمین خواهد کرد. انتظار می‌رود که پارک خورشیدی محمد بن راشد آل مکتوم ــ با ظرفیت تولید حداکثر 5000 مگاوات ــ به بزرگ‌ترین و کم‌هزینه‌ترین پارک خورشیدی دنیا تبدیل شود. قیمت انرژی خورشیدی تولیدشده در خاورمیانه فوق‌العاده پایین است.

پارک خورشیدی محمد بن راشد آل مکتوم در جنوب دوبی. عکس: آسوشیتد پرس.


رقابت شدیدی میان کشورهای خلیج فارس وجود دارد، و به همین علت شاهد انتشار اخبار فراوانی در این زمینه هستیم. قطر وزارت‌خانه‌ای را به تغییرات اقلیمی اختصاص داده است؛ بحرین اعلام کرده که می‌خواهد میزان خالص انتشار گازهای کربنیِ خود را تا سال 2050 به صفر برساند؛ و کویت هم از برنامه‌ی جدیدی برای میزان انتشار گازهای کربنی خبر داده است.

عربستان سعودی، که دوست ندارد از امارات عقب بماند، گفته است که تا سال 2030 سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در تولید برق را از رقم ناچیز ۰/۳ درصد به 50 درصد خواهد رساند، و در دهه‌های آتی 10 میلیارد درخت خواهد کاشت. در تعطیلات آخر هفته‌ی گذشته، این کشور ــ بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی نفت در دنیا ــ میزبان «اجلاس ابتکار سبز خاورمیانه» در ریاض بود، و جان کری و شاهزاده چارلز، ولیعهد بریتانیا، در حمایت از آن سخنرانی کردند. عربستان سعودی وعده داده است که تا سال 2060 میزان خالص انتشار گازهای کربنی در داخل مرزهای خود را به صفر برساند ــ البته ولیعهد بریتانیا خواهان تحقق این هدف تا سال 2050 بود. این کشور همچنین گفته است که تا سال 2030، میزان سالانه‌ی انتشار گازهای کربنی را 278 میلیون تُن ــ بیش از دو برابر هدف قبلی ــ کاهش خواهد داد.

مقام‌های ارشد سعودی به نقش مهم خود در برگزاری اجلاس‌ها، ایجاد وب‌سایت‌ها و تهیه‌ی چشم‌اندازها اشاره می‌کنند اما اعتبار واقعی وقتی به دست می‌آید که حرف‌های تبلیغاتی جامه‌ی عمل بپوشد. بسیاری از ناظران غربی از پایبندی عربستان سعودی به وعده‌های خود مطمئن نیستند. بر اساس قواعد حسابداریِ سازمان ملل، گازهای کربنی حاصل از سوخت‌های فسیلیِ صادراتی عربستان در دفترحساب این کشور ثبت نمی‌شود، و تحقق وعده‌ی عربستان مبنی بر کاهش انتشار گازهای کربنی در داخل این کشور مشروط به اثبات کاراییِ فناوری حبس کربن و هیدروژن آبی است. به نظر سازمان «صلح سبز در خاورمیانه»، اجلاس ریاض نوعی فریب‌کاری برای جلب رضایت آمریکا بود زیرا افزایش تولید نفت بخشی از برنامه‌ی سعودی‌ها است. دیگران می‌گویند که دست‌کم سعودی‌ها احساس کرده‌اند که به جای تلاش برای جلوگیری از بحث درباره‌ی تغییرات اقلیمی، باید به این بحث بپیوندند.

مدت‌ها طول کشیده است تا نظام‌های سلطنتی خلیج فارس بپذیرند که سرانجام باید از نفت صرف‌نظر کنند؛ یکی از علل این تأخیر آن است که به کمک ثروت حاصل از نفت، مردم را آرام کرده‌اند. آنها با آمیزه‌ای از مالیات نگرفتن و پرداخت یارانه‌ برای آب، بنزین و انرژی، شهروندان را تطمیع کرده‌اند. وضعیت در لبنان، عراق، و به میزان کمتری، ایران متفاوت است. اما وضعیت در حال تغییر است و سازمان‌های کوچک مردم‌نهادِ مدافع محیط زیستی نظیر «کِسک»، «طبیعت عراق» و «صلح سبز در خاورمیانه» در حال ظهورند.

به نظر تامار زاندبِرگ، وزیر گیاه‌خوار چپ‌گرای محیط زیست اسرائیل، این مسئله می‌تواند روابط بین کشورهای خاورمیانه را بهبود بخشد. زاندبرگ، که سرگرم تلاش برای متقاعد کردن دولت اسرائیل به ارائه‌ی برنامه‌ای برای به صفر رساندن میزان خالص انتشار گازهای کربنی است، می‌گوید کشورهای این منطقه همیشه از گذشته حرف زده‌اند. اما حالا به علت تغییرات اقلیمی باید از آینده‌ی مشترک سخن بگویند. «ما مشکلات یکسانی داریم، و همه با گرما، بی‌آبی و فروپاشی زیست‌بوم دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. باید در راه‌حل‌ها شریک و سهیم شویم.»

 

برگردان: عرفان ثابتی


پاتریک وینتور دبیر امور دیپلماسی در «گاردین» است. آنچه خواندید برگردان این نوشته با عنوان اصلیِ زیر است:

Patrick Wintour, ‘Apocalypse soon: reluctant Middle East forced to open eyes to Climate crisis’, The Guardian, 29 October 2021.


یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر