۱۴۰۱-۰۷-۱۹

بهروز سورن: کارگران هم در راهند! آیا جنبش جاری به رهبری نیاز دارد؟

بیست و پنج روزی که دنیا را تکان داد!

همانطور که انتظار میرفت کارگران ایران نیز در راه پیوستن به امواج انقلابیون در صحن خیابانها, دانشگاهها و مدارس هستند. امروز خبر رسید که کارکنان پروژه ای پتروشیمی بوشهر عسلویه آغازگر اعتصابات کارگری همراه با شعار مرگ بر دیکتاتور و امسال سال خونه, سیدعلی سرنگونه بودند و در حین اعتراضات خود راه را نیز با قراردادن سنگ های بزرگ بستند.اعتصاب و تجمع قریب یک هزار نفر از کارگران نوید فراز بیشتر جنبشی است که علیرغم سرکوب وحشیانه رژیم اما خاموش نمیشود و با هر جنایت آنان شعله ورتر و گسترده تر میگردد.امروز سرآغاز جهش نوین اردوی انقلاب علیه استبداد حاکم خواهد بود. بر اساس گزارشات منتشر شده در شبکه های عمومی کارگران فاز دو پالایشگاه آبادان و پتروپالایش کنگان هم به اعتصاب کنندگان پتروشیمی بوشهر عسلویه پیوستند. این درحالی است که سرکوبگران حتی با هلیکوپتر به تهدید کارگران پرداخته اند. بی تردید و با سراسری شدن اعتصابات کارگران و کارمندان و بویژه در صنعت نفت شریانهای حیاتی جمهوری اسلامی بسته خواهد شد.

قیام پرشکوه زنان, جوانان و نوجوانان در ایران پس از قتل جنایتکارانه ژینا (مهسا امینی ) واقعه ای بود که جهانیان را بهت زده کرد. بی تردید میتوان آنرا بی مثال نامید و درس اول تاریخ مبارزات جهانیان برای آزادی و برابری طلبی زنان در کشور ارتجاع زده ایران. با نگاهی به اسامی زنده یادان جانباخته در این بیست روز گذشته درمییابیم که درصد بزرگی از آنان زنان و دختران و پسران نوجوان هستند. بر اساس آمارهای تا کنونی و با احتساب کشته شدگان در زاهدان توسط وحوش مسلح رژیم حاکم بیش از صد و نود تن از معترضان به خاک و خون کشیده شده و بقتل رسیده اند. این عبارت بسیار پر معنی است و هشداری به سرکوبگران:

یک نفرو می کشن, هزار نفر پشتشن!

ویژگی دیگر این غلیانهای سیاسی و اجتماعی این است که رهبری شناخته شده و بنام ندارد. هر یک زن و مرد شیردل, هر دانشجو, دانش آموز و کشاورز و کسبه, هنرمند و ورزشکار برای خود رهبر هستند و قطعا نهادهای خودجوش آنان برای هدایت و به سرانجام رساندن مبارزاتشان را در میان خود دارند و یا بسرعت می یابند. این نسل بشدت هوشمند و هوشیارند و با کارت های ما قدیمی تر بازی نمیکنند هم از این جهت که ما قدیمی تر ها هم محافظه کارتر شده ایم و هم قواعد بازی آنها را نمیدانیم و میان نسلهای ما با نسل جوان در صحنه مبارزه شکاف عمیقی موجود است. این نسل علیرغم جوانیش اما در دنیای بسیار پیشرفته دیجیتالی رشد کرده است و بسیار با دانش روز پیوند خورده است.  پس چه زیباتر که این جنبش تا کنون موفق که انقلاب دیجیتالی نام گرفته است را پشتیبانی کنیم و تجارب خود را در دستان توانای آنها قرار دهیم.

پیروزی یا شکست جنبش های بی رهبر ضرورتا با داشتن رهبر شناخته شده و مشهور و رسانه ای شده توسط مدیا های ثروتمند, معرفی نمی شود. دنیای پیشرفته ارتباطی ویژگی های مختص به خود را نیز دارد که ما ریش سفیدان و کدخداهای خودخوانده از آن کم خبریم.تلاش برای رهبرسازی جنبش های فراگیر خودانگیحته تنها میتواند در روند موفقیت آنها خدشه وارد کند.نسل جوانی که امروز در صحن خیابانها و دانشگاهها و مدارس هستند دغدغه های دیگری از نسلهای قدیمی تر دارند.تشکیل دولتهای موقت آنچنانی و یا شوراهای هماهنگی رهبری  و امثالهم در خارج از کشور مه آلود کردن فضای سیاسی است که نسل جوان در صحنه با هشیاری و جدیت تمام و با تکیه بر توانایی های خود ایجاد کرده است و میرود تا کمر رژیم را بشکند. شک نکنیم که یکی از ویژگی های مهم این خیزش که متفاوت با خیزشهای مقطعی دیگر است تعمیق فاصله و ضدیت مدرنیته با سنتهاست. سنت شکنی از سوی جوانان و نوجوانانی که در فضای سنتی حاکم هیچگونه حال و آینده ای برای خود متصور نیستند. در بهترین حالت میتوان و باید که این جنبش را از خطرات و تلاشهای منحرف کننده برخی فرقه های سیاسی وابسته آگاه کرد.

بیست و چند روز گذشته شاهد بودیم که زنان آگاه و دلیر کشورمان همه جا در صف مقدم قرار داشته اند و مهر حضور خود را بر کف خیابان ها و دانشکاهها و مدارس زدند. تردیدی نیست که رهبری این جنبش خود انگیخته انقلابی در دستهای توانای آنهاست. زنانی که با جسارت و شجاعت خود امروزه نه تنها از سد برادر و پدر خود در خانواده گذشته اند که در کل جامعه ایرانیان برای محو کامل مردسالاری می جنگند.گیسوان زیبای خود را از پشت بهم می بندند تا در آوردگاه مبارزه با ارتجاع مذهبی تا بدندان مسلح, با دستان خالی وارد شوند.

مهسا پرچم شد. مهسا شعار شد. مهسا در کنار دهها مهسای دیگر پرچمداران صدها هزار زن و مرد جوانان شدند و امواج بنیان شکن را روانه خیابانها, دانشگاهها و مدارس کردند. این موج سر باز ایستادن ندارد. و تفاوت خود با قیامهای دیگر در سالهای گذشته را با تداوم مبارزات خود نشان داده اند. همچنین اگر در گذشته در برابر خشونت وحوش لباس شخصی, نیروهای ضد شورش و انتظامی و اطلاعاتی رژیم عقب می نشستند اما امروزه در برابر آن می ایستند و با همبستگی بیشتر این سرکوبگران را ناچار به فرار می سازند و با شناسایی آنها هراسی بزرگ به اردوی ستمگران انداخته اند. آنها دریایی از انسانها و با تمامی امکانات و ابتکاراتشان هستند که میتوانند در تداوم مبارزات و همبستگی گسترده ترشان این نیروها را در صحن خیابانها درو کنند.

ایرانیان خارج از کشور با همبستگی و حضور شورانگیز خود در بسیاری از کشورها غوغایی بپا کردند. پژواک صدای مهسا و زنان کشورمان شدند و به گوش فلک رساندند. جامعه جهانی با انگیزه های مختلف ولی یکصدا از زنان ایران دفاع کردند و امروزه بقوت میتوان گفت که نیمی از مردم جهان از جنایات جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان در خیابانها با خبر شده اند و پر شماری از آنان مراتب همدلی و همبستگی خود را به اشکال متفاوت نشان داده اند. جامعه بین المللی بخصوص در حوزه های فرهنگی, حمایتی گسترده داشته اند و در کنار زنان کشورمان قرار گرفته اند. در تعدادی از کشورها چهره های شناخته شده آنها گیسوان خود را میبرند و در پاکت نامه به آدرس سفارت های جمهوری اسلامی میفرستند.سفارتهای جمهوری اسلامی یکی پس از دیگری ناامن تلقی میشوند. قطعا و با گسترش اعتراضات و اوج گیری فضای انقلاب در داخل کشور این لانه های جاسوسی رژیم ناامن تر خواهد شد.

باری بهرجهت چنانچه از جنبش بدون رهبری سخنی گفته میشود منظور رهبری در اشکال سنتی آن است که فرد یا کمیته و یا شورا و دولت در تبعید از بیرون به زنان و جوانان حاضر در صحن خیابانها تحمیل شود. طبیعی است که آنها که در خیابانها هستند,بدون هماهنگی و دیالوگ با یکدیگر نقشه راه نمی ریزند و این خیزش نمیتوانست با اینهمه سرکوب و جنایت دوام بیاورد. بیداری این نسل  توسط فن آوری های جدید و دنیای مجازی آنها را با مدرنیته در پیوندی عمیق قرار داده است. به جرات میتوان گفت که درغوغای انقلابی جوانان, زنان و مردم کشورمان تمامی آنان که به ضرب پول و تبلیغات سیاسی رسانه های وابسته مالی در حال رهبر سازی برای مردم بودند به حاشیه رانده شده و در سایه عظیم این جنبش قرار گرفته اند.

 

بهروز سورن

10.10.2022


یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر