۱۳۹۹-۰۹-۲۴

امین بیات: مسئله عقب ماندگی ایران در دوران معاصر

Bayat.a@freenet.de

https://www.facebook.com/amin bayat.9

مهمترین رویکردها در بررسی تحولات تاریخی، توجه به رویکرد جامعه شناسی سیاسی  است، تاریخ معاصر گذشته  ایران با توجه به دستگاههای کوچک و بزرگ باز تولید کننده نطم اجتماعی و سیاسی و همچنین اقتصادی، در یکصد سال اخیر و نقش تعیین کندده آنها بر پیکره جامعه کهن ایران ، که براساس روشها و چگونگی تکوین وتحول، روی هم رفته نظم ناشیازاین تحولات را قابل توضیح دانسته وتوضیح آنرادربر میگیرد، درحقیقتاگربه دنبال تبار شناسی میرویم آنهم برای فهم معضلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه ی ایرانی، با مطالعه بی طرفانه درجهتکشف حقایق ، در ارتباط با چگونگی عقب ماندگی یا عقب نگهداشتن عمدی  جامعه ایران باید باشد.

ساختارهای اقتصادی،سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در ایران معاصر:

دین و دولت  دو نهاد اساسی در شکل دهی نظم اجتماعی ، اقتصادی  و سیاسی  هستند که  امروز  در ایران  موجب تاملات  فکری اقشار مختلف جامعه از زن و مرد پیر و جوان و تبدیل به جالشهای اجتماعی آنها  گردیده است، و به دنبال بررسی این دو نهاد و نقش تعیین کننده  آنها در کل جامعه  میباشند ، که  در دورانهای مختلف کانونهای سلطه بر جامعه را در مقابل آزادی خواهان و آزادی و مستقل بودن جامعه  بوجود آوردند که  باعث عقب ماندگی و تخریب  فکری و رفتاری عمومی، شدند.

از بررسی تاریخ اخیر و از میان نوشته ها و گفته ها در می یابیم که اکثریت ایران را مهد تمدن توسط شاهان و مهد تمسخروعقب ماندگی توسط " آیت الله " ها ارزیابی کرده اند، که اولی تا حدودی درست و دومی دارای حقیقت مطلق در بیان آنها است، ازقله ی  زیبا و با شکوه دماوند تا حمله وحشیانه ی اعراب یاد آوری کرده و عقب ماندگی ایران را نسبت به جوامع پیشرفته و صنعتی اروپا و آمریکا ، در کلیه ی مناسبات اجتماعی از جمله درفرهنگ عامه، حاکم شدن قوانین ارتجاعی مذهبی ، مرد سالاری و ستم مضاعف بر زنان، اجحاف به اقلیت های قومی ایرانی، کشاورزی دوران حجر ، کم آبی، فئودالیسم مالک و رعیت، رسیدن به سرمایه داری از نوع ایرانی مذهبیش و همچنین سرمایه داری از نوع اروپائی و پیدایش اقتصاد نئولیبرالی صنعتی در ایران، را نوید، داده اند.

کشورهای جهان سومی ازجمله ایران  که از لحاظ صنعتی عقب مانده و ار جهات اقتصادی  توسعه نیافته، به زندگی در دنیای سرمایه داری ادامه حیات میدهند، درطول حرکت سرمایه داری ورشد اقتصادی عقب مانده به کندی فاحشی رو به رشد بوده اند ، در پایان جنگ جهانی اول و دوم  کشور آلمان نازی بمباران شد و 90% آن به خاک تبدیل شد و بمباران ایران توسط عراق در جنگ 8 ساله  و خرابیهای به بار آمده از بمباران در جنوب  و بخصوص دراهوازو چگونگی مقایسه ی روند  باز سازی این دو کشور  نشانگر کدام رشد اقتصادی و سیاسی فرهنگی بوده  است ، چرا المانها در مدت کوتاهی توانستند  کشور خود را دو باره بسازند و آنرا تبدیل به یک کشور صنعتی پیشرفته  کنند اما هنوز سی سال است که خرابیهای ناشی از جنگ به جا مانده در اهواز باقیست ،این نشانگر کدام تمدن ایران که البته بهتر است بگوئیم" تمدن اسلامی" است،کدامیک توسعه یافته وکدام توسعه نیافته اند ، یا کدام پیشرفته و کدام عقب ماند ه اند.

در ایران عقب مانده یا عقب نگهداشته شده که بگفته شاهدان عینی  داخلی و خارجی  بعلت تحریم های بین المللی ، اکثریت مردمان ایران بخصوس قشر زحمتکش  بیکار، درمانده  و محتاج نان شب خود  و خانواده شده اند، و دولت مذهبی وارتجاعی ایران با مصرف کردن میلیاردها ثروت مردم درسوریه و ساختن بمب اتمی ، میباشند، مرز توسعه عقب ماندگی و پیشرفته را میتوان دید، آیا جهان سرمایه داری توسعه یافته موجب عقب ماندگی جوامعی مانند ایران شده است یا مسائل دیگر داخلی موجب این عقب مادگی، است.

پدیدهی عقب ماندگی:

توسعه اقتصادی و پیشرفت در ایران  مثبت یا منفی ، بستگی به نقش  و عملکرد  دولتها و افراد تعیین کننده داشته است، چطور شد که در غرب افراد و دولتها  نوآوری و نواندیشی درساختن جامعه خود کردند و  کشورخود را به سوی ترقی و استقلال و صنعتی کردن کشاندند  بدون اینکه از سرمایه های زیر زمینی مانند نفت و گاز بر خوردار باشند ، اما در ایران با داشتن و بهره مند بودن ازانواع منابع زیر زمینی نتوانستند ایران را به تمدن جهانی نزدیک وهم طرازغرب کنند، چطور شد که این همه ایرانیعاشق غرب ووابسته به غرب و به زبان بعضی ها عاملغرب و آمریکا شدند و منافع انگلیس و آمریکا و اتحادیه اروپا را بر منافع مردمان ایران ترجیح دادند و میدهند.

در دوران معاصر ، یک صد سال گذشته ، شناخت از ریشه های تاریخی ، عقب ماندگی ،در دو مورد بر جسته تر از موارد دیگر دیده میشود، اولی وابستگی به بیگانه ودیگری نداشتن استقلال فکری ، سیاسی و اقتصادی، علت العلل اصلی عقب ماندگی ایران را از اروپا نشان میدهد، البته علتهای ساختاری دیگری نیزبه این دو امر مهم کمک کرده اند از جمله  مسئله دین و قوانین متحجر و عقب مانده حاکم  بر جامعه  البته این نوع قضیه  درغرب هم موثر بوده است ولی در دوران کوتاهی بهمت مبارزات آزادیخواهی مردمان کشورهای اروپائی توانستند دولت و دین را از هم جدا کنند، اما درایران در صد سال گذشته و بخصوص درچهل ودوسال اخیر دین و دخالتش دردولت  درعقب ماندگی جامعه با اجرای قوانین ارتجاعی مذهبی تاثیر فوق العاده منفی در روند دمکراسی ، واقتصاد در ایران،  بجا گذاشته است.

پیدایش وپیشرفت اقتصادی و صنعتی چشمگیر درغرب  نمیتواند ارتباطی مستقیم به طور کلی باعقب ماندگی کشور ما ایران داشته باشد،  گرچه بی تاثیر هم نبوده اما امروز که حرکت سرمایه به صورت گلوبال همه جا در حرکت است چرا باید مثلا مردم در ایران گرسنه و بیکار باشند زیرا سرمایه اگر حد اقل مناسبات زندگی روزمره را نتواند برای مردم  جامعه ای مانند ایران مهیا کند، در اینصورت سرمایه نمیتواند جایگاهی محکم و مطمئن برای سود آوری بیشتر، داشته باشد.

مناسبات سرمایه داری باید با رشد علوم ، فلسفه، صنعت، دولت قانون مدار، قانون اساسی سرمایه داری،ملت، آزادی نسیی ، دمکراسی سرمایه داری، تضمین "انتخابات آزاد" و بدون  تقلب، همراه با توسعه اقتصادی  و رفاه اجتماعی همانند اروپا ، رعایت  نسبی حقوق  بشر، بالا بردن درآمد  سرانه مردمباشد، درغیر این صورت جامعه ای که  این گونه مناسبات را به رسمیت نشناسد مانند ایران عقب مانده است و باید مردم برای نفع این سیستم چاره اندیشی، کنند.

حمله ارتجاعی اعراب پیشه ایرانی توسط روحانیت وابسته به ارتجاع اسلام اعراب شیعه  در انقلاب 57  و دزدیدن انقلاب دمکراتیک مردمان ایران و تبدیل آن به یک حکومت عربی داعشی  و تاراج  ثروت  مردم  طی سالهای اخیر موجب این شد که امروز جامعه در مانده  و در مسیر صدر اسلام بدوی برود ، چه از لحاظ  تفکر ارتجاعی مذهبی و چه از جهت اقتصاد وابسته ، بهر صورت در ایران بعد از انقلاب  تولید آنچه که بود نابود گردید و نتوانست  و نگذاشتند ادامه بیابد ، یعنی رشد تولید سرمایه داری در ایران به هزار و چهارصد سال پیش بر گشت وسرمایه ها از کشور خارج شدند ، ودرآمد کلان نفت وگاز آگاهانه توسط دولت مردان وزنان جمهوری متعفن اسلامی به سوریه، لبنان، عراق و فلسطین، برده شد.

پس علت عقب ماندگی ایران در حال حاضر ، در بطن جامعه مذهبی نهفته است ، و عوامل بیرونی نیزبدلایل مخالفتهای بیجا و نا بهنگام  جمهوری اسلامی مثلا دراقدام تسخیر سفارت آمریکا ، آتش زدن پرچم آمریکا،نزدیکی به کره شمالی جهت دستیابی به ابزار بمب اتمی، دخالتهای بیجا درامور همسایگان جهت سلطه اسلام شیعه ایرانی برآنها  و  ایجاد ناامنی در منطقه وغیره که در رشد توازن سرمایه در منطقه و ایران موثر بوده ومسبب تحریمهای بین المللی علیه ایران گردیده است که البته این شیوه ی تسلط سرمایه بر کشورهای عقب مانده  است، زیرا  پدیده ای چون پیدایش حکومت اسلامی درایران آنهم درقرن 21 بعنوان عامل عقب ماندگی بدون برنامه و سیاست وحمایت سرمایه داری غیرممکن، بود.

چگونگی تغییر روند عقب ماندگی به پیشرفت:

شهروندان ایرانی از زن و مرد در مقطع کنونی وظیفه ی بسیار بزرگو حساسی بر عهده دارند و آن ساختن تاریخ خویش به سمتو سویتمدن و ترقی ، صنعت و اقتصاد مدرن ، نمی توان به این ساختار دست یافت  تا زمانی که حکومت اسلامی براریکه قدرت سوار است ، واجازه اش به دست چین و روسیه  است  و ثروتش در سوریه و لبنان و عراق مصرف میشود، انسان ایرانی در شکل دهی وقایع باید نقش اساسی و اجتماعی ایفا کند ، هیچ کشور بیگانه ای منافع خودرا به منافع مردمان ایران ترجیح، نمیدهد.

در ایران بعد ازانقلاب با بر چیده شدن سیستم سلطنتی شاه ، سیستمی جایگزین شد بنام جمهوری اسلامی ولایت فقیه که بعد از مرگ خمینی سی سال است خامنه ای بنام" ولایت فقیه " سلطنت میکد و جانشینش پسرش هست، که تحت الیگارشی آخوندی در سراسر کشور،و بنا  به توسعه سرمایه داری جهانی در" گوادالوپ  "مشتی آخوند طماع و بی سوادرا برجان و مال مردم ایران حاکم کردند و حکم میرانند، بالاخره کار را به آنجائی کشانده اند که امنیت ندارند و زندگی مردم همراه گرسنگی و بیکاری به نان شب محتاجند و اقلیت آخوند ضد ایرانی ثروت  جامعه را دزدیده اند، آنوقت عقب  ماندگی جامعه  وگرسنگی  و کمبود ها رابه پیدایش پدیده استعمارو امپریالیسم و تحریم های بین المللی نسبت میدهند، البته درست است که تحریم ها که من با همه آنها مخالفم ،امپریالیسم جهانی که خود مسبب  به وجود آوردن چنین  نظامی بودند، سهیم در نابسامانی زندگی فلاکت بار مردم ایران هستند ، با یک فرمان روابط بین المللیاقتصادی بانکی با ایران  80 میلیونیبسته میشود، بدون درنظر گرفتنعواقب آن، یعنیسیستم سرمایه داری جهانی نئولیبرالی با نفوذ مستقیم در کار اینگونه دولتها ئی که مشروعیت مردمی ندارند، با جلو گیری از گسترش صنعت و سیاست اقتصادی دیکته شده مانع  بزرگی  برای مردم  ایجاد کرده است، این عملی است که غرب  و امپریالیسم مستقیم و بی مهابا و با لگد مال کردن حقوق بشر جامعه ایرانی راعقب نگهداشته و حفظ میکند ، بجای حمایت واقعی از مردم که خواهان برخورداری حد اقل زندگی هستند، از حکومت جهل و جنایت خواستار نشستن پای میز مذاکره، میشوند.

امروز با استفاده از تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی پیشرفته، سرمایه داری جهانی میتواند  دولتهای نا فرمان را بسرعت مطیع خود کنند، و قدرت سرمایه را در جوامعع عقب مانده و محتاج ، آنها را بمنصه آزمایش قرار بدهند ، با نفوذ فرهنگی ،به خواستها ی منافع طلبانه خود جامعه عمل به پوشانند ، واگر بخواهند درکوتاه مدت فرهنگ دینی و فلسفه اسلامی را از ذهن عمومی بیرون کنند و بمردم این جوامع بیآموزند که  دوران خرافات پرستی  بسر آمده و باید به عقل وعلم رجوع کنید و به فرهنگ عقب مانده وغیر مولد اسلامی پایان دهید، اما منافع آنها ایجاب میکندکه  بجای یک حکومت سکولار و لائیک مردمی ، حکومت جهل و جنایت اسلامی بر مردم حاکم، شود.

ساختار های اجتماعی ، فرهنگ و شخصیت، هر کدام دارای جنبه های جدا ناپذیر از جامعه هستند، فرهنگ  بخشی از هویت جامعه است،مثلا  حافظ و اشعارش،فردوسی وشاهنامه اش هر کدام تاثیرات خاصی بر جامعه گذاشته اند ،یا مثال معروف خمینیآدم کش که گفت "اقتصاد مال خر است"، ویا مردمعکس این جنایتکار را در ماه دیدند  و باور کردند هر کدام تاثیرات بغایت منفی وعقب مانده برجای گذاشته اند، پس مناسبات انسانهابا یک دیگردر جامعه می توانند جامعه را بسوی ترقی و تعالی راهنمائی کنند یا به سوی بربریت و وحشی گری مانند کشتار دسته جمعی هزاران زندانی سیاسی به دستور خمینی بوسیله رئیسی جلاد ، فرهنگ ایرانی فرهنگی شاد وزنده بود طرفدارعلم و پیشرفت ، آزادی و عدالتخواهی و همیشه طی قرون متمادی توانسته بر فرهنگهای فاسد و ضد ایرانی غلبه کند و  این بار نیز با سرافرازی از جمهوری جنایتکار اسلامی عبور خواهد، کرد.

14.12.2020

 

 


یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر